عمر مفید پوشش سنگ طبیعی در نماهای خارجی ساختمان

سید حسین موسوی دکتری تخصصی معماری، مدیر واحد معماری و R&D شرکت راداستون  

1- مقدمه

فرسایش[1] ساختمان‌ها پدیده پیچیده‌ای است که متأثر از عوامل زیادی می‌باشد و به شدت بر میراث مصنوع تأثیر می‌گذارد. فرسایش به محض این‌که مصالح و اجزای ساختمان در محل خود نصب می‌گردند، به سبب پیرشدن طبیعی و تأثیر عوامل محیطی آغاز می‌شود. این پدیده علاوه بر مشخصات ارائه شده در طرح و نحوه اجرا، مستقيماً تحت تأثیر فرهنگ نگهداری از ساختمان است که در بسیاری از کشورها به این شکل می‌باشد که عملیات تعمیر تنها بعد از وقوع آسیب‌ها انجام می‌شود و این امر خود به از بین رفتن زود هنگام اجزای ساختمان و یا عملکرد آن منتهی می‌شود. از این رو، پیش‌بینی عمر مفید[2] ساختمان‌ها و اجزا آن‌ها اهمیت فوق‌العاده‌ای برای دستیابی به محیط زیست پایدار دارد، که استفاده معقولانه‌تر از منابع را ممکن می‌سازد. به‌طور ویژه، ساختمان‌ها می‌توانند در طول چرخه عمر خود عملکرد بهتری را ارائه دهند، از این‌رو هزینه‌های مالی و محیطی را کاهش دهند. امروزه سنگ طبیعی به طور معمول برای پوشش دیوارها و کف‌سازی، بیشتر از عناصر سازه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای حصول نتیجه بهتر در این زمینه، استفاده از این مصالح طبیعی در صنعت ساختمان بایستی بر اساس معیارهای علمی، فیزیکی و اقتصادی صورت پذیرد که این امر با ارائه یک طراحی صحیح بر اساس مشخصات و کیفیت مصالح (شامل جنس، رنگ، ابعاد و نوع فرآوری سطح سنگ)، موقعیت نما (جهت جغرافیایی نما، محل و ارتفاع نصب سنگ بر روی نما) و شرایط محیطی (محل قرارگیری ساختمان) که مصالح سنگی در طول عمر مفید خود با آن در تماس است، آغاز می‌شود. در ادامه با دقت در مراحل اجرا و همچنین طرح‌ریزی مناسب برای نگهداری و تعمیرات منظم در دوره بهره‌برداری، می‌توان عملکرد مناسب برای این نوع از پوشش نما را تضمین نمود. در این نوشتار، پس از بررسی تعاریف عمر مفید بر اساس منابع مختلف، به استانداردها و مقررات در این زمینه پرداخته می‌شود و در نهایت، عمر مفید پوشش سنگ طبیعی در نماهای خارجی ساختمان در پژوهش‌های مختلف مورد بررسی قرار می‌گیرد.

2- تعریف عمر مفید ساختمان‌ها

در دهه‌های اخیر، مفهوم توسعه پایدار به ارزیابی مجدد سهم صنعت ساختمان در کیفیت زندگی منتهی شده است. توسعه پایدار بخش ساخت و ساز را می‌توان از سه منظر تحلیل نمود: 1) زیست محیطی؛ 2) اجتماعی و 3) اقتصادی (Mateus et al., 2008). توسعه پایدار تنها در صورتي می‌تواند در این سه سطح  محقق شود كه تصمیمات و اقدامات لازم برای رسیدن به پایداری در طول تمامی مراحل چرخه زندگی ساختمان‌ها از طراحی تا بهره‌برداری اتخاذ شود. به‌طور ویژه، در مرحله طراحی، بی‌نهایت مهم است که تصمیمات طراحان، بطور صحیح و با جزئیات کامل به گونه‌ای طرح‌ریزی شوند که با صرف مقدار معقول هزینه نگهداری، عمر مفید پیش‌بینی شده تحقق یابد (Daniotti & Spagnolo, 2008). از طرفی، محققان متعددی معتقدند که عملیات نگهداری، اگر به روش عاقلانه و آگاهانه از لحاظ فنی به درستی طراحی و پیاده‌سازی شود، امکان افزایش عمر مفید ساختمان‌ها را فراهم می‌آورد (بدین‌ترتیب در بهبود دوام و پایداری ساختمان‌ها سهیم خواهد بود). در عمل، یکی از کارآمدترین روش‌ها برای بهینه‌سازیِ تصمیمات مرحله طراحی و همچنین نگهداری در ساختمان‌ها، آگاهی از دانشِ چگونگی فرسایش و آسیب دیدن ساختمان و اجزای آن در گذر زمان است، که بر مبنای آن می‌توان لحظه‌ای را که بعد از آن مداخله ضروری است، برآورد کرد (Talon et al., 2005). برطبق نظر واینر (1999)، قبل از اتخاذ تصمیمات طراحی و یا پیاده‌سازی هرگونه خط و مشی نگهداری، به مجموعه‌ای از سوالات باید پاسخ داده شود، که در آن‌ها ارزیابی شرایط عنصر مورد نظر و عمر مفید آن ضروری است، تا اینکه صحت انتخاب طراح و یا نوع و میزان مداخله‌ای که در مرحله نگهداری باید صورت پذيرد، تعریف ‌شود (Vanier, 1999). در مقایسه با موجودات زنده، می‌توان گفت که تمامی ساختمان‌ها چرخه حیات[3] دارند که در طول آن ساختمان‌ها "متولد شده"، "پیر‌تر می‌شوند" و در نهایت "می‌میرند". چرخه حیات ساختمان همه مراحل زندگی آن ‌را شامل می‌شود که مدت زمان سپری شده از زمان ساخت (تولد) و بهره‌برداری تا زمانی که ساختمان قادر به محقق ساختن حداقل الزامات عملکردی قابل قبول نباشد (مرگ)، و به عبارت دیگر عمر مفید[4] ساختمان را هم شامل می‌گردد (ISO-15686-1, 2011). با وجود مفهوم نسبتاً ساده عمر مفید، تعاریف ارائه شده برای آن در منابع مختلف، علی‌رغم اشتراک در ایده اولیه، جزئیات متفاوتی را بیان می‌کنند:
  • استاندارد ISO 15686: 2011 : عمر مفید را می‌توان به ‌عنوان دوره زمانی بعد از نصب و راه‌اندازی تعریف نمود که در آن ساختمان‌ها و اجزاء آن‌ها حداقل الزامات عملکردی و يا فراتر از آن را محقق می‌سازند (ISO-15686-1, 2011
  • استاندارد ASTM E632 : تعریفی مشابه با استاندارد ISO 15686 را ارائه می‌دهد و همچنین ذکر می‌کند که در طول این دوره زمانی ساختمان و عناصر آن باید در معرض نگهداری دوره‌ای قرار گیرند (ASTM-E632, 1990
  • استاندارد CSA S478-95 کانادا (راهنمای دوام در ساختمان‌ها): اشاره دارد که عمر مفید را می‌توان به‌عنوان دوره‌ای از زمان توصیف نمود که در طول آن ساختمان و اجزای آن مقتضیاتی که برای آن طراحی شده‌اند را بدون هزینه غیرمنتظره يا تعمیر و نگهداری محقق سازند (CSA-S478-95, 2001
  • استاندارد EOTA با عنوان "مقدمه‌ای بر عمر مفيد محصولات صنعت ساختمان در راهنمای تائیدیه‌های فنی و استانداردهای هماهنگ اروپا"[5] عمر مفید را به‌عنوان دوره‌ای از زمان توصيف مي كند که در طول آن عملکرد محصول در سطحی سازگار با تحقق الزامات ضروری حفظ می‌شود (EOTA, 1999).
مطالعه انجام شده توسط بوردیو (1999) نشان می‌دهد که در برخی زبان‌ها (هلندی، فنلاندی، رومانیایی و ...)، واژه پايدار را می‌توان با واژه "بادوام" ترجمه نمود (Bourdeau, 1999). چنين "هم‌پوشانی" بین این دو مفهوم منطقی به نظر می‌رسد، زیرا افزایش دوام و عمر مفید ساختمان‌ها اقدامی است در راستاي رسیدن به پايداري و کاهش تأثیرات زیست محیطی بر ساختمان‌ها، چرا كه این مقوله مستقیماً در مدیریت معقولانه‌تر منابع نقش داشته، تولید و انباشت پسماندها را کاهش می‌دهد. مفهوم عمر مفید اغلب با مفهوم دوام[6] اشتباه گرفته می‌شود، که همین امر به استفاده نادرست از این واژگان منتهی می‌گردد. برخلاف مفهوم عمر مفید، دوام به دوره زمانی مرتبط نیست بلکه با توانایی ساختمان و اجزا آن برای نشان دادن عملکردی مناسب در طول چرخه حیات آن مطابقت دارد. بر طبق استاندارد کانادا (CSA-S478-95, 2001)، مفهوم دوام به توانایی ساختمان و اجزای آن برای نیل به بهترین عملکرد در محیط یا موقعیتی مفروض، بدون اینکه در معرض اقدامات اصلاحی یا تعمیر و يا تعویض عناصر آن قرار گيرد، اشاره دارد. در اين حوزه، مقررات ملی ساختمان نیوزلند الزامات کارکردی را ارائه می‌دهد که بر اساس آن مصالح و عناصر ساختمانی در کنار روش‌های ساخت و ساز باید به اندازه کافی بادوام باشند تا عملکردهای مورد نظر ساختمان و اجزای آن در طول عمر مفیدش محقق شود، بدون این‌که عملیات بازسازی و یا نوسازی انجام گیرد. در واقع، دوام را نمی‌توان صرفاً به‌عنوان ویژگی ذاتی مصالح تصور نمود؛ تغییرات ساده در جزئیات ساخت و ساز می‌تواند محافظت بیشتر از یک عنصر ساختمانی در برابر عوامل فرسایش را فراهم آورد، که در افزایش عمر مفید آن سهیم خواهد بود. بنابراین می توان گفت که دانش پیش‌بینی عمر مفید نقش مهمی را در دستیابی به ساختمان‌های بادوام ايفا می‌کند؛ ساختمان‌هایی که باید براساس اصول زیر طراحی شوند:
  1. دانش مرتبط با چگونگي عملکرد مصالح در گذر زمان؛
  2. دانش مرتبط با ظرفیت مصالح در مقابله با مکانیسم‌های فرسایش ناشی از تأثیرات شرایط محیطی؛
  3. خصوصیات ساخت و ساز و روش‌های آن.
نتیجه اینکه، اگرچه عمر مفید و دوام ساختمان‌ها مفاهیم متفاوتی هستند، اما برای شناخت و درک صحیح از عمر ساختمان در فرآیند ساخت و ساز، خواه در مرحله طراحی یا در مرحله بهره‌برداری، ضروری هستند و شناخت آن‌ها، امکان کاهش هزینه‌های نگهداری و همچنین افزایش آسایش کاربران و در نتیجه پايداری تصمیمات اتخاذ شده را افزایش می‌دهند (Moreno, 2012). سورونیس (1992) در بررسی مسأله دوام در مرحله طراحی، بیان می‌کند که تصمیمات مرتبط با دوام از فاکتورهای اصلی طراحی ساختمان است چراکه تقاضا برای استفاده از تکنولوژی‌های ساختمانی جدید که دربرگیرنده نوآوری در استفاده صحیح از مصالح با عمر مفید بیشتر و هزینه نگهداری کمتر است، نیاز به ارتقاء دانش و مهارت طراحان در این زمینه را بیش از پیش نمایان می‌سازد. او همچنین بر این عقیده است که مشکل اصلی در بررسی دوام در مرحله طراحی ناشی از پیچیدگی روندهای فرسایش و ارائه اطلاعات مرتبط با آن به شکل غیر سیستماتیک در متون علمی و عدم وجود راهنماهای کاربردی برای طراحان می‌باشد. بر این اساس، نیازهای ضروری در این زمینه را اینگونه شرح می‌دهد:
  • توسعه روش‌های کاربردی با مقبولیت بین‌المللی در جهت ساده‌سازی فرآیند طراحی؛
  • توسعه ابزار پشتیبان طراحی با هدف استفاده طراحان از اطلاعات مرتبط با عمر مفید در تصمیم‌گیری؛
  • تدوین و تفسیر متون علمی با هدف ارائه سیستماتیک نتایج آن‌ها در جهت پاسخگویی به نیازهای طراحان ساختمان در زمینه استفاده از دانش عمرمفید؛
او همچنین اظهار می‌دارد که مفهوم دوام در طراحی باید به گونه‌ای تعریف شود که قابل اندازه‌گیری باشد و طراحان بتوانند داده‌های مرتبط با عمر مفید مصالح را بر اساس عوامل فرسایش و شرایط بهره‌برداری مورد ارزیابی قرار دهند (Soronis, 1992).

4- استانداردها و مقررات در زمینه عمر مفید ساختمان‌ها

در حال حاضر، استاندارها و رهنمودهای متعددی وجود دارند که قصد دارند روش‌های استانداردی را برای ارزیابی دوام و عمر مفید ساختمان‌ها و اجزا آنها تثبیت کنند. در سال 1979، موسسه معماری ژاپن[7] تصمیم گرفت که کمیسیون فنی را به‌منظور سازمان بخشیدن بر مفهوم دوام ساخت و سازها تشکیل دهد. این امر منجر به انتشار اولین سند قانونی شد که به دوام و عمر مفید ساختمان‌ها و اجزا آنها می‌پرداخت. این راهنمای ژاپنی در سال 1989 ایجاد شد و در سال 1993 با‌عنوان "راهنمای طرح‌ریزی عمر مفید ساختمان‌ها"[8] به انگلیسی ترجمه شد (AIJ, 1993). راهنمای ژاپنی مجموعه‌ای از پیشنهادات را برای پیش‌بینی عمر مفید ساختمان‌ها، اجزای آن‌ها یا تجهیزات، ارائه می‌دهد و در آن، پایان عمر مفید، با خرابی و کهنه‌گی فیزیکی تعریف می‌شود. این روش اساس مدل‌های عاملی[9] است که به شماری از مطالعات و استانداردهای اخیراً انتشار یافته، منتهی ‌شده است. همچنین، در ژاپن، با تصویب قانون تضمین کیفیت مسکن[10] (HQAL, 2000)، مجموعه‌ای از اقدامات نيز به منظور کنترل و نظارت بر فرسایش ساختمان‌ها و اجزای آن‌ها تعیین گردید. مقررات دیگری نیز برای نوسازی ساختمان‌ها ارائه شده‌اند، از جمله راهنمای ارزیابی شرایط برای نوسازی[11] (GCAR, 1993) و راهنمای طراحی نوسازی[12] (DGR, 1999). در سال 1992، موسسه استاندارد بریتانیا، استاندارد شماره BSI 7543 را در مورد دوام با عنوان "راهنمای دوام عناصر، محصولات و اجزای ساختمانی بریتانیا" (BSI-7543, 1992) منتشر ساخت که روش‌های متنوعی را برای برآورد عمر مفید عناصر ساختمانی ارائه می‌کند: 1) بر اساس تجربه گذشته، با استفاده از ساختمان‌های مشابه، که در معرض شرایط اقلیمی و کابرد مشابه قرار داشته‌اند؛ 2)به واسطه ارزیابی سطح فرسایش عناصر در دوره کوتاهی از بهره‌برداری یا قرارگيري در معرض شرایط محیطی، و سپس تخمین حد نهایی دوام آن‌ها؛ 3) از طریق آزمون‌های پیرکردن سريع، که رویکرد پیچیده‌ای است، زیرا به شبیه‌سازی موقعیت‌های حقیقی که متغیرهای بسیاری باید در آنها مدنظر قرار گیرد، نیاز دارد. در این استاندارد، عمر مفید ساختمان‌ها به صورت تابعی از نوع استفاده تعریف می‌شود؛ در این راستا، ساختمان‌ها به پنج گروه طبقه‌بندی می‌شوند: ساختمان‌های موقت، با عمر مفید کمتر از 10 سال؛ ساختمان‌هایی با عمر کوتاه، همچون انبارها، با عمر مفید دست‌کم 10 سال؛ ساختمان‌های متوسط، همچون ساختمان‌های صنعتی، با عمر مفید دست کم 30 سال؛ ساختمان‌های روزمره، همچون ساختمان‌های مسکونی، بیمارستان‌ها و مدارس، با عمر مفید دست کم 60 سال؛ ساختمان‌هایی با عمر بلند، همچون ساختمان‌های عمومی، با عمر مفید دست کم 120 سال. بر اساس این استاندارد، پوشش‌های نما باید عمر مفیدی مشابه با عمر مفید ساختمان (با نگهداری دوره‌ای مناسب) را تضمین کنند. سازمان بین‌المللی استانداردسازی[13] (ISO)، با الهام از راهنمای ژاپن، استانداری بین‌المللی را برای پیش‌بینی عمر مفید ساختمان‌ها براساس توصیه RILEM (اتحادیه بین‌المللی آزمایشگاه‌های تحقیقاتی و آزمون مصالح و سازه‌ها[14]) ارائه نمود. در حال حاضر، استاندارد ISO 15686 با عنوان "طرح‌ریزی عمر مفید ساختمان" یازده بخش دارد که اصول کلی، چارچوب و رویه‌هایی برای پیش‌بینی عمر مفید را تعریف می‌کند. همچنین، این استاندارد شاخص‌های عملکردی که باید در مرحله طراحی و در سراسر چرخه حیات ساختمان‌ها تحقق یابند و در تعیین پایان عمر مفید عناصر مختلف نقش دارند، را تعریف می‌کند. استاندارد ISO 15686 یکی از مناسب‌ترین منابع در خصوص عمر مفید است و از بخش‌های زیر تشکیل شده است:
  • ISO 15686-1:2011 - اصول کلی و چارچوب‌ها (که باید در مرحله طراحی رعایت شوند تا دوام ساختمان‌ها تضمین شود)؛
  • ISO 15686-2:2012 : رویه‌های پیش‌بینی عمر مفید؛
  • ISO 15686-3:2002 : ممیزی‌ها و بازنگری‌های عملکرد؛
  • ISO 15686-4:2014 : طرح‌ریزی عمر مفید با استفاده از مدل اطلاعات ساختمان[15] (BIM)؛
  • ISO 15686-5:2008 : برآورد هزینه چرخه حیات؛
  • ISO 15686-6:2004 : روش‌های بررسی تأثیرات زیست محیطی؛
  • ISO 15686-7:2006 : ارزیابی عملکرد برای یافتن بازخورد داده‌های عمر مفید در عمل؛
  • ISO 15686-8:2008 : عمر مفید مرجع و برآورد عمر مفید؛
  • ISO 15686-9:2008 : راهنمای ارزیابی داده‌های عمر مفید؛
  • ISO 15686-10:2010 : زمان و الزامات کارکردی ارزیابی عملکرد در طول عمر مفید؛
  • ISO 15686-11:2014 : واژگان فنی؛

استانداردها و مقررات دیگری نیز در زمینه عمر مفید، در کشورهای دیگر ایجاد شده‌اند:
  • نروژ، که استاندارد NS 3422 را تدوین نمود که در آن معیارها و ضوابط عملکردی به‌صورت توصیه‌هایی برای نگهداری و نوسازی ساختمان‌ها تعیین گردیده است (NS-3422, 1994
  • مقررات ملی ساختمان نیوزیلند[16]، که در سال 1992 انتشار یافت و عمر مفید ساختمان‌ها را، بسته به سهولت دسترسی به عنصر ساختمانی مورد نظر، سهولت تعمیر و شناسایی معایب، تعيين می‌کند؛
  • ایالات متحده آمریکا، از طریق شرکت پیشرفت‌ فن‌آوری در حوزه مسکن(PATH)[17] و انجمن آزمایش و مصالح امریکا (ASTM)[18] و انتشار استاندارد ASTM E632 در سال 1990؛
  • مقررات ملی ساختمان استرالیا (BCA 2006)[19]؛
  • کانادا، با استاندارد CSA S478-95 (راهنمای دوام در ساختمان‌ها)، که روش‌های اصلی پیش‌بینی عمر مفید را توصیف می‌کند؛
جدول (2) استانداردهای ملی و بین‌المللی در زمینه عمر مفید اجزای ساختمانی به ترتیب زمان انتشار
کشور/سازمان سال انتشار عنوان/شماره استاندارد
ژاپن 1989 راهنمای طرح‌ریزی عمر مفید ساختمان‌ها
امریکا 1990 ASTM E632
بریتانیا 1992 BSI 7543
نیوزیلند 1992 مقررات ملی ساختمان – بخش B2
سازمان بین‌المللی استاندارد (ISO) 1994 ISO 15686
نروژ 1994 NS 3422
اتحادیه اروپا 1999 مقدمه‌ای بر عمر مفيد محصولات صنعت ساختمان (EOTA)
کانادا 2001 CSA S478-95
استرالیا 2006 مقررات ملی ساختمان (دستورالعمل برای دوام در ساختمان)

  علاوه بر این موارد، مجموعه‌ای از اسناد انتشار یافته‌اند که عمر مفید برآورده شده (میانگین و مقادیر استاندارد) را در مورد عناصر ساختمانی پیشنهاد می‌کنند:
  • انجمن مدیریت عملکردی مسکن (HAPM)[20] در ایرلند، که طیفی از مقادیر برآورد شده عمر مفید را برای طیف گسترده‌ای از اجزا ساختمانی، با توجه به خصوصیات مصالح و شرایطی که آن‌ها در معرض آن قرار دارند، ارائه می‌دهد و
  • انجمن ملی سازندگان مسکن (NAHB)[21] امریکا که عمر مفید برآورد شده را برای عناصر ساختمانی بر اساس نظر کارشناسان و سازندگان ارائه می‌دهد.

5- عمر مفید پوشش‌های سنگ طبیعی در نمای خارجی ساختمان

بررسی پژوهش‌های انجام گرفته در زمینه عمر مفید پوشش سنگ طبیعی نما، مقادیر متفاوتی را برای زمان خاتمه عمر مفید آن نشان می‌دهد. بر اساس استاندارد بین‌المللی ISO 15686 پوشش سنگی نمای ساختمان‌هایی که عمر مفیدی معادل 60 سال دارند بایستی حداقل عمر مفیدی برابر 25 سال داشته باشند (ISO-15686-1, 2011). در همین زمینه، موسسه استاندارد بریتانیا در استاندارد شماره BSI 7543، عمر مفید بالای 60 سال را برای نماهای خارجی ساختمان در نظر گرفته است. همچنین در پژوهشی که شوهت و پاکیوک (2004) بر روی پوشش‌های مختلف انجام داده‌اند، در شرایطی که عملکرد پوشش سنگی نما در بالاترین سطح مد نظر باشد، عمر مفید آن بایستی در محدوده 39 تا 50 سال قرار گیرد و در حالتی که کمترین هزینه نگهداری مورد توجه باشد، عمر مفیدی بین 59 تا 70 سال مطلوب می‌باشد. نماهای خارجی بر اساس روش‌های اجرای پوشش سنگی، به دو گروه نماهای چسبانده شده و نماهای مهار شده تقسیم می‌شوند. نماهاي سنگی چسبانده شده که با زیرسازي اندود سیمانی یا مواد چسباننده به دیوار نگهدارنده متصل می‌شوند، از لحاظ رفتاري به تغییر شکل‌ها حساس‌اند و رفتار لرزه‌اي آن‌ها متکی به لایه نگهدارنده زیرین است. این نماها به صورت طبیعی ترد هستند. در تحقیقی که بر روی این گونه نماها در شهر لیسبون توسط سیلوا و همکاران (2011) انجام گرفته، (با بکارگیری 140 نمونه) عمر مفیدی برابر 68 سال را پیش‌بینی کرده است (Silva et al., 2011). در همین زمینه، در پژوهشی که در سال 1396 در دانشگاه علم و صنعت ایران صورت پذیرفته شده است (موسوی، 1396)، با استفاده از 162 نمونه در شهر تهران، عمر مفیدی برابر 65 سال برای پوشش‌های سنگ طبیعی در نماهای چسبانده شده در شهر تهران را پیش‌بینی می‌کند. نماهاي سنگی مهار شده نماهایی هستند که به سازه نگهدارنده خود با قطعات مکانیکی متصل می‌شوند. این نوع نماها هم در مقابل شتاب و هم در مقابل تغییر مکان حساس هستند. در این نوع نماها شتاب اعمالی ممکن است سبب شکست یا خرابی اتصالات شود و سبب خارج شدن قطعات نما از مکان‌شان گردد. همچنین تغییر مکان‌هاي نسبی سازه نگهدارنده می‌تواند باعث جابجا شدن یا دررفتن قطعات نماي مهار شده شود. این دسته از نماها، موضوع پژوهشی در مرکز تحقیقات CERis/ICIST در Instituto Superior Tecnico (IST)  دانشگاه لیسبون بوده است که در آن با جمع‌آوری اطلاعات مربوط به 142 نما در شهر لیسبون، عمر مفیدی برابر 38 سال را برای این دسته از نماها به دست آمده است (Mousavi et al., 2017). همان‌گونه که مشاهده می‌شود، نتایج به دست آمده در خصوص نماهای سنگی چسبانده شده، در انطباق کامل با استانداردهای فوق‌الذکر و پژوهش‌های پیشین قرار دارد. در خصوص نماهای سنگی مهار شده باید گفت نتایج به دست آمده با وجود تأیید شرایط مندرج در استاندارد ISO 15686، و اختلاف بسیار کم با محدوده ارائه شده توسط شوهت و پاکیوک، تفاوت زیادی با نتایج تحقیق در مورد نماهای سنگی چسبانده شده دارد. دلیل این اختلاف را می‌توان در تحقیقاتی که حساسیت پوشش‌های سنگی نما را نسبت به کیفیت مصالح، سیستم نصب بکار رفته و نحوه اجرا را مورد ارزیابی قرار داده‌اند، جستجو کرد. این تحقیقات به این نکته اشاره می‌کنند که در پوشش‌های اجرا شده با روش مهار شده، به علت سابقه کم طراحان و مجریان در استفاده از آن‌ها، احتمال وقوع خطا بسیار زیاد است. اشتباهاتی مانند: 1) طراحی سازه نامناسب برای اتصال پوشش نما به سازه اصلی ساختمان، 2) خوردگی قطعات فلزی بکار رفته در اتصالات و 3) ناسازگاری مصالح استفاده شده در این سیستم اجرای پوشش نما (Amaral et al., 2008). بنابراین در مرحله طراحی نماهای با پوشش سنگ طبیعی و به منظور دستیابی به حداکثر عمر مفید، پارامترهای مختلفی از قبیل نوع سنگ و ویژگی‌های مربوط به آن (رنگ، ابعاد و نوع بافت سطح آن)، محل پوشش سنگی در نما، جهت جغرافیایی نما، شرایط محیطی مانند میزان تأثیر اثر باد/باران و ارتفاع، کاربری و محل ساختمان و در نهایت سیستم اجرای مناسب را باید در نظر داشت.

6- منابع

موسوی، سید حسین (1396)، "مدل ارزیابی طرح معماری نما با پوشش سنگ طبیعی به منظور پیش‌بینی عمر مفید آن"، رساله دکتری، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران.

AIJ. (1993). The English edition of the principal guide for service life planning of buildings. In. Architectural Institute of Japan. Tokyo, Japan.
Amaral, P., Fernandes, J. C., & Rosa, L. G. (2008). Weibull statistical analysis of granite bending strength. Rock mechanics and rock engineering, 41(6), 917-928.
ASTM-E632. (1990). Standard practice for developing accelerated tests to aid prediction of the service life of building components and materials. In: Annual book of ASTM standards, section 4: construction, vol 04.07. Building seals and sealants; fire standards; building constructions. In. Easton, USA: American Society for Testing and Materials, p 1078.
Bourdeau, L. (1999). Sustainable development and the future of construction: a comparison of visions from various countries. Building Research & Information, 27(6), 354-366.
BSI-7543. (1992). Guide to durability of buildings and building elements, products and components. In. British Standards Institution, London.
CSA-S478-95. (2001). (Canadian Standards Association) Guideline on durability in buildings. In. CSA, Canada: pp 9–17.
Daniotti, B., & Spagnolo, S. (2008). Service life prediction tools for buildings’ design and management. Paper presented at the 11th International Conference on Durability of Building Materials and Components (11th DBMC), Istanbul, Turkey.
DGR. (1999). Design guide to refurbishment. In. Building Maintenance and Management Centre. Tokyo, Japan (in Japanese).
EOTA. (1999). European Organisation for Technical Approvals. Assumption of working life of construction products in guideline for European Technical Approvals and Harmonized Standards. December 1999. Guidance Document 002. In.
GCAR. (1993). Guide to Condition Assessment for Refurbishment. In. Building Maintenance & Management Centre. Tokyo, Japan (in Japanese).
HQAL. (2000). Housing quality assurance law. In. Centre for better living. Tokyo, Japan (in Japanese).
ISO-15686-1. (2011). Buildings and constructed assets: Service life planning - In Part 1: General principles and framework. Geneva, Switzerland: International Organization for Standardization.
Mateus, R., Braganca, L., & Koukkari, H. (2008). Sustainability assessment and rating of Portuguese buildings. Paper presented at the Proceedings of the 2008 World Sustainable Building Conference.
Moreno, S. H. (2012). The method by factors to estimate service life in buildings projects according to norm ISO 15686. Management Research and Practice, 4(4), 5.
Mousavi, S. H., Silva, A., de Brito, J., Ekhlassi, A., & Hosseini, S. B. (2017). Service Life Prediction of Natural Stone Claddings with an Indirect Fastening System. Journal of Performance of Constructed Facilities, 31(4).
NS-3422. (1994). Specification texts for operation, maintenance and renewal of buildings and civil engineering works. In. Norges Standardiserings Forbund, Oslo, Norway.
Shohet, I. M., & Paciuk, M. (2004). Service life prediction of exterior cladding components under standard conditions. Construction Management and Economics, 22(10), 1081-1090.
Silva, A., de Brito, J., & Gaspar, P. L. (2011). Service life prediction model applied to natural stone wall claddings (directly adhered to the substrate). Construction and Building Materials, 25(9), 3674-3684. doi:10.1016/j.conbuildmat.2011.03.064
Soronis, G. (1992). The problem of durability in building design. Construction and Building Materials, 6(4), 205-211. doi:http://dx.doi.org/10.1016/0950-0618(92)90039-2
Talon, A., Boissier, D., Chevalier, J.-L., & Hans, J. (2005). Temporal quantification method of degradation scenarios based on FMEA. Paper presented at the Proceedings of the 10th International Conference on Durability of Building Materials and Components, Lyon, France.
Vanier, D. J. (1999). Why industry needs asset management tools. Paper presented at the Innovations in Urban Infrastructure Seminar of the International Public Works Congress (APWA), Denver, USA, pp 11–25.
  [1] degradation
[2] Service Life
[3] Life cycle
[4] Service life
[5] Assumption of Working Life of Construction Products in Guideline for European Technical Approvals
[6] durability
[7] Architectural Institute of Japan
[8] guide for service life planning of buildings
[9] factorial methods
[10] Housing Quality Assurance Law
[11] Guide to Condition Assessment for Refurbishment
[12] Design Guide Refurbishment
[13] International Organization for Standardization (ISO)
[14] International Union of Testing and Research Laboratories for Materials and Structures (RILEM)
[15] Building Information Modelling
[16] New Zealand Building Code
[17] Partnership for Advancing Technology in Housing (PATH)
[18] American Society for Testing and Materials (ASTM)
[19] Building Code of Australia (BCA 2006)
[20] Housing Association Performance Management (HAPM)
[21] National Association of Home Builders (NAHB)